هدف از این تحقیق بررسی نظریه های برنامه درسی برای پیشرفت درسی می باشد
نظریههای برنامه درسی برای پیشرفت درسی
الف) كاركردگرايي :
بر اساس اين رويكرد، كه تمركز اصلي آن بر شیوه مشاركت مدارس در اجراي نظم اجتماعي است، مدارس باید دانشها، مهارتها، ارزشها و ايدههايي را در اختيار دانشآموزان قرار دهند كه جامعه به آنها نياز داشته، بدين طريق ميتوانند خود را با نظام موجود در جامعه تطبيق دهند. پيروان اين رويكرد، نگاهي مثبت به پیشرفت درسي داشته، خاطر نشان ميسازند كه اين برنامه، مكانيسمي مؤثر براي آموزش هنجارهاي اساسي به دانشآموزان است (سعيدي رضواني و كياني نژاد، 1379). اين گروه معتقدند كه برنامه درسي ، دانشآموزان را با ارزشها و هنجارهاي لازم جهت انتقال و پيوستن به دنياي بزرگسالان آشنا ميسازد. در اين ديدگاه بر نقش برنامه درسي پنهان در جامعهپذيري (نظم، كنترل، اطاعت و همنوايي) تأكيد ميشود (هندری و ولش ، 1981).
بدین ترتيب، مدارس شاگردان را با عنايت به نيازهاي شغلي و نهادهاي سياسي براي شركت فعال در جامعه آماده ميسازند. در اين فرايند، عملكرد برنامه درسي پل اجتماعي میان مدرسه و جامعه تلقي ميگردد. شاگردان هنجارهاي استقلال، موفقيت، متعارف بودن، ویژگیهای مشابه با ديگران داشتن و متمايز از ديگران بودن را از طريق برنامه درسي پنهان كسب كرده خود را براي اجراي هنجارهاي ياد گرفته شده در زندگي بزرگسالي آماده میکنند. اين نظريه نقش برنامه درسي پنهان را به منزله يك پل اجتماعي برجسته نشان داده و اهميت آن را در شكل دهي هنجارهاي رفتاري تحليل مينمايد (قورچيان، 1374). همچنين طرفداران اين رويكرد معتقدند که مدرسه بايد طوري به دانشآموزان آموزش دهد كه با از خود گذشتگي و خيرخواهي به كمك ديگران و حل مشكلات آنان بپردازند. اگر مدرسهاي نتواند چنين احساس و ادراكي را در دانشآموزان ايجاد كند، كار آن مدرسه و در نتيجه تعليم و تربيتِ آن بي فايده است. احساس عضويت و تعلق به جامعه و كوشش و تلاش براي اصلاح آن، از اركان اهداف آموزش و پرورش است. مدرسه بايد طوري آموزش دهد كه ارزشهاي مورد احترام جامعه به دانشآموزان شناسانده شوند و آن چنان آنها را تمرين دهد كه نسبت به اين ارزشها، با احترام خاص برخورد كنند و براي آنها قداست قائل شوند (دوانلو، 1387).
ب) ماركسيسم : ديدگاه ماركسيستي، كه در ادبيات رشته برنامه درسي گاه نظريه بازتوليد و گاه نظريه انطباق نيز ناميده ميشود، در واكنش به ديدگاه كاركردگرايان و ناتواني نظريه آنها در تبيين روابط بين نظام آموزشي و ديگر نظامهاي جامعه شكل گرفت. بر اساس اين ديدگاه، مدارس از طريق برنامههاي درسي رسمي و پنهان خود به بازتوليدِ روابط اجتماعي مورد نياز براي حفظ و تداوم سرمايهداري ميپردازند و در اين راه بر اموري نظير رقابت و ارزشيابي، تقسيم سلسله مراتبي كار، اختيار بوروكراتيك، اطاعت و انقياد و امثال آنها تأكيد مينمايند. به عقيده طرفداران اين ديدگاه، بازتوليدِ اين دسته از مهارتها و نگرشها از طريق نظام آموزشي، دانشآموزان را براي ايفاي نقشهاي آيندهشان در يك محيط كار طبقاتي آماده ميسازد.
ماركسيستها بر این باورند كه در شكل، محتوا، سازماندهيِ كلاس درس و ارزشيابي دانشآموزان، نوعي سيستم پيامي نهفته است كه دانشآموزان را براي اكتساب صفاتي چون سر به راه بودن، مطيع بودن، نظافت و همنوايي شرطي ميسازد. نوع پيامي كه از طريق اين سيستم انتقال مييابد وابسته به طبقه اجتماعيِ جامعه اطراف مدرسه است (همان).
فهرست مطالب
پیشرفت درسی
نظریههای برنامه درسی برای پیشرفت درسی
كاركردگرايي :
ماركسيسم :
نظريه انتقادي :
نظريه مقاومت :
2-3-2- عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی
الف. علل فردی
ب. علل خانوادگی
2-3-3- عوامل درونی و بیرونی عملکرد تحصیلی
يشينه تحقيقاتي
پيشينه داخلی
پيشينه خارجی
منابع و مآخذ
منابع فارسی
منابع انگلیسی